|
به بهانه نامه برونو نتل به محمدرضا درويشي درباره
كتاب دايره المعارف سازها؛ سازها و رازها
نويسنده: وصال عرب زاده
براي
موسيقيداني كه پرداختن به موسيقي نه به معناي پرداختن به يك حرفه
يا يك هنر، ابزاري براي بيان انديشه يا بيان احساس به تنهايي يا
مجموعه آنها نيست، دريافت هر عنوان يا نشاني آنچنان شوق برانگيز هم
نيست كه حيرت، شيفتگي و غرور او را برانگيزد، حتي اگر اين دريافت،
در نامه اي تحسين برانگيز از يكي از بزرگترين موسيقي شناسان جهان
باشد.
او مي نويسد: <هنر و موسيقي براي من مهمترين انگيزه تداوم
زندگي است با همه ابعاد آن.> براي آنان كه محمدرضا درويشي را از
نزديك مي شناسند، چنين نگرش و تعبيري دور از ذهن نيست. و البته
آنان كه درويشي را هم از نزديك نمي شناسند، با رويت نوشتارها و
شنيدن آثارش، اين رويكرد را صادقانه مي بينند. به ياد دارم سال ها
پيش نوشته اي از ايشان را با عنوان <خوشه هاي اساطيري خرما> كه در
مورد يكي از هنرمندان بلوچ بود براي دوستي اهل انديشه و فلسفه از
راه دور و تلفني مي خواندم تا به اين جملات رسيدم: <او چنان در
خويش سفر مي كند كه مي تواند از وجودش فاصله بگيرد و از بيرون به
نظاره خويش نشيند و نسبت به خود و موسيقي واكنش نشان دهد. دوباره
به درون خود سفر كند و دوباره بازگردد. اين رفتن و بازگشتن ها، اين
سفرهاي صعودي و نزولي به مكاشفه و شيفتگي مي انجامد و شيفتگي به
فراغت و آرامش.> دوست شنونده كه درويشي را از دور و از طريق آثار و
نوشته ها مي شناخت، بلافاصله گفت اين تعابير بيشتر در مورد خود
درويشي مصداق دارد تا هر كس ديگري. او مي گفت اين هنرمند بلوچي را
نديده و نمي شناسد اما مطمئن است درويشي ناخواسته حديث نفس نگارش
كرده!
اشاره دوم
حدود پنج سال پيش وقتي يكي از اساتيد موسيقي شناسي دانشگاه
نيويورك خبر دريافت عنوان كتاب سال از سوي جامعه بين المللي موسيقي
شناسي (SEM) را به خاطر جلد اول دايره المعارف سازها، با شوق و
هيجان زايدالوصفي، تلفني به درويشي مي داد، حيران از آرامش و سكوت
درويشي با تعجب مي پرسيد: <مگر خوشحال نيستي؟> و هنگامي كه پاسخ مي
شنيد <آري، اما نه به اندازه تو.> شايد با حيرت افزون تري، چنين
ادامه مي داد كه: همه موسيقي شناسان، پژوهشگران و مولفين موسيقي در
سراسر دنيا آرزوي دريافت چنين نشان و عنواني را دارند. شايد اين
موسيقي شناس كه سال ها دور از وطن و در نيويورك به سر برده، آن روز
كه اين خبر را مي داد يادداشت <آواز داد اختر پس روشن است امشب> را
هرگز نخوانده بود! با اين حال اين مدرس دانشگاه به تعبير خودش،
بسيار خوشحال بود تا نه تنها چنين خبر ارزشمندي را به مولف دايره
المعارف سازها اعلام كند، كه به عنوان نماينده ايشان، لوح و نشان
SEM را از دست يكي از بزرگترين موسيقي شناسان حال حاضر جهان يعني
برونونتل دريافت كند.
اشاره سوم
برونونتل يكي از چهره هاي مهم موسيقي شناسي قومي امروز جهان
است.
دو استاد دانشگاه ايلينوي و از پايه گذاران جامعه
اتنوموزيكولوژي آمريكا است. نتل كه متخصص موسيقي سرخ پوست ها و
موسيقي ايران است به عنوان يك نظريه پرداز و تئوريسين در حوزه
اتنوموزيكولوژي با تاليفات متعدد و پرشمار خود، شخصيتي مهم و
برجسته محسوب مي شود. كتاب مباني اتنوموزيكولوژي او به عنوان يكي
از مهمترين منابع درسي در رشته ها و شاخه هاي متعددي همچون
اتنوموزيكولوژي، مردم شناسي و انسان شناسي تدريس مي شود. اهميت و
اعتبار او تا به حدي است كه در ميان برخي موسيقي شناسان به پدربزرگ
يا پدرخوانده اتنوموزيكولوژي امروز جهان معروف است! حدود چهار دهه
قبل كه برونونتل به ايران آمده بود تا در مورد موسيقي ايراني بداند،
كمبود منابع و عدم دسترسي به منابع مكتوب، بيش از آني بود كه در
تصور بگنجد. او تنها به دليل تسلط بر زبان آلماني مرحوم برومند كه
خود نيز به آن زبان تسلط داشت، از اين استاد فقيد ايراني به عنوان
منبع و مرجع شفاهي بهره جست و كتاب و مقاله هاي متعددي در مورد
موسيقي ايراني نگاشت. اما شايد همين مورد سبب شد تا موسيقي شناس
برجسته اي چون او از حوزه مهم و پراهميتي چون موسيقي نواحي ايران
غفلت ورزد، يا به دور باشد. با اين حال شايد هيچگاه گمان نمي برد
در كمتر از سه چهار دهه آينده كتابي از يك پژوهشگر و موسيقيدان
ايراني دريافت كند كه تحسين و شيفتگي اش را برانگيزد و او را به
نگارش نامه اي پرمهر و محبت وادارد. بي ترديد براي نتل كه در دهه
چهل در پايتخت ايران واژه اتنوموزيكولوژي و موسيقي شناسي را غريب و
نامانوس يافته بود. چنين رشد و گسترش حوزه نوشتار و انديشه در
موسيقي ايران نه تنها مسرت بخش كه حتي تا حدودي حيرت برانگيز است.
او كه نشان و لوح جامعه بين المللي موسيقي شناسي را در سال 2002 به
عنوان نماينده اين جامعه به محمدرضا درويشي اهدا كرده بود، اينك پس
از دريافت جلد دوم كتاب دايره المعارف سازها در نامه اي خطاب به
مولف كتاب چنين نوشته است:
آقاي درويشي عزيز
لطفا مرا به خاطر اينكه به انگليسي برايتان مي نويسم ببخشيد.
بسيار از شما ممنونم كه جلد دوم دايره المعارف سازهاي ايران را
برايم فرستاده ايد. از دريافت اين نسخه بسيار خرسندم. )جلد اول را
قبلاداشتم( و مايلم تبريكات خود را براي اين كار به شما ابراز
نمايم. به اعتقاد من دايره المعارف شما در بين كارهاي مشابه خود
الگو و مدل محسوب مي شود كه بسيار بنيادي، با سازماندهي بسيار خوب
و نيز با تصاوير عالي ارائه شده است. دايره المعارف شما بر غناي
ادبيات فرهنگي موسيقي ايران و حوزه ارگانولوژي مي افزايد.
با بهترين آرزوها ، ارادتمند شما - برونونتل
اشاره چهارم
شايد نگارش نامه اي كوتاه و ارسال آن چندان كار شاق يا پيچيده
اي نباشد و شايد در نظر برخي دريافت و خوانش آن هم چندان مهم و
پراهميت نيست. اما خارج از آنكه اهميت نتل يا نگارش چنين نامه اي
مهم تلقي شود، بحث خود كتاب و جايگاه و اهميت آن در حوزه نوشتاري
موسيقي معاصر ايران مطرح است. پس از انقلاب مشروطيت و يك ركود و
خاموشي چند ساله در حوزه فرهنگ و انديشه ايراني، موسيقي ايران نيز
همانند ساير حوزه هاي علم و فرهنگ، مسير تازه و راهي نو را آغاز
كرد. از اين رو قدمت بيان تفكر و انديشه و حوزه ادبيات نوشتاري در
موسيقي معاصر ايران به كمتر از هشتاد سال و در حوزه موسيقي شناسي و
علم اتنوموزيكولوژي به حدود سه دهه مي رسد. از سوي ديگر مجموع آثار
قابل تامل و ارزشمند در حوزه پژوهش و نگارش موسيقي بسيار محدود و
اندك شمار است. ضمن آنكه اساسا عرصه مهم و بنياديني چون موسيقي
اقوام ايراني به عنوان يك منبع و مرجع مهم فرهنگ شنيداري نه تنها
از حيث حضور و ظهور در عرصه كلان موسيقي محروم است كه در عرصه
نوشتار نيز اعلام حضورش محدود به آثاري معدود و كم تعداد است كه
بسياري از آنها را نيز موسيقي شناسان غربي نگاشته اند. از اين رو
بحث آثار نوشتاري و يا حتي آثار صوتي منتشر شده توسط محمدرضا
درويشي و نگارش كتابي مرجع و بسيار قابل اعتنا به نام دايره
المعارف سازهاي ايران، بسيار بيش از آني است كه تنها به عنوان يك
كتاب صرف در حوزه موسيقي مطرح باشد. براي جامعه موسيقي شناسي دنيا
كه تا همين چند دهه پيش به موسيقي ايران به چشم يك موسيقي پريميتيو
و بدوي مي نگريست، اكنون نگارش چنين كتابي نه تنها تعجب و تحسين
برانگيز است كه حضور و وجهه موسيقي شناسي و موسيقيدان ايراني را در
عرصه جهاني بسيار تثبيت كرده است. اعطاي نشان ) ( SEM براي يك
موسيقيدان ايراني، بيش از آنكه دستاوردي شخصي تلقي شود، يك نشان و
افتخار جمعي است. دلايل اعطاي اين نشان نيز بسيار جالب توجه است:
كتاب، علاوه بر جنبه هاي تخصصي و گردآوري بسيار علمي و كامل سازهاي
يك منطقه وسيع جغرافيايي كه كم نظير جلوه مي كند، نگاه و شيوه خاص
مولف را نيز برجسته و مهم در نظر مي آورد. هيات انتخاب كه متشكل از
شماري از بزرگ ترين و مشهورترين موسيقي شناسان بين المللي بوده است
معتقد است كه درويشي به سازها به عنوان موجودي زنده نگريسته و جنبه
انساني سازها و اجراكنندگان آنها را مدنظر داشته و از اين حيث يك
گام مهم در سازشناسي برداشته است. اگر كتاب دايره المعارف سازها با
بودجه و هزينه شخصي گردآوري و تدوين شده، اگر در حوزه نگارش كتاب
مورد بي مهري و بي توجهي قرار گرفته و اگر اصحاب مطبوعات چندان
توجهي به اين رويداد مهم نشان نمي دهند، گناهي بر كسي مترتب نيست.
اگر نخواهيم ادعا كنيم براي ما ايرانيان همواره <مرغ همسايه غاز
است>! حداقل ادعا مي كنيم جامعه موسيقي كتابخوان و حتي مطبوعات
ايران تا رسيدن به عرصه اي كه امروزه جهان در اين حوزه ها موقعيت
خود را در آن تعريف كرده است، فاصله بسيار دارد. بنابراين شايد
چندان مهم نباشد اگر كتابي همچون دايره المعارف سازها تحسين بزرگ
ترين موسيقي شناسان جهان را برانگيزد، اما در ايران خودمان هنوز با
پرسش هاي اما و اگر روبه رو شود.
اشاره آخر
كتاب دايره المعارف سازها شامل ده جلد مربوط به كليه سازهاي
موجود در ايران است و هر جلد آن به بخش و گروه سازهاي يك خانواده
اختصاص دارد. تاكنون جلد اول و دوم آن از سوي موسسه فرهنگي هنري
ماهور منتشر شده است. جلد اول شامل سازهاي زهي )آرشه اي و زخمه اي(
نواحي ايران و جلد دوم به سازهاي كوبه اي پرداخته است، هر جلد با
توضيحات و بررسي كامل ساز در هر منطقه، اطلاعاتي پيرامون موسيقي
منطقه، كاربرد ساز، ساختمان و محدوده صوتي، جنس و طريقه ساخت و ...
دارد. تصاوير و عكس هاي متعدد از زواياي مختلف، كتاب دايره المعارف
سازهاي ايران را كامل تر و كاربردي تر نموده است. حضور شماري از
شاخص ترين راويان و مجريان موسيقي و سازهاي هر منطقه بر غنا و
جذابيت هاي علمي و موسيقايي كتاب افزوده است. تصاوير كتاب همزمان
با پژوهش هاي ميداني توسط رضا معطريان، عكاس باسابقه مطبوعات انجام
گرفته و در اغلب سفرها با مولف كتاب همراه بوده است. در واقع عكس
ها و تصاوير، ضمن آنكه در تكميل چنين پروژه اي موثر بوده است، در
حوزه موسيقي شناسي ايران يك تجربه جالب توجه به شمارمي رود. در هر
صورت، چاپ و ارائه چنين كتابي و نوشتن نامه اي از سوي يكي از بزرگ
ترين موسيقي شناسان جهان علاوه بر به نمايش گذاردن توان علمي و رشد
فرهنگ پژوهش در موسيقي معاصر ايران، مجريان چنين آثاري را هرچه
بيشتر در ادامه مسير دلگرم خواهد كرد.
|